ایل کلهر در دوره مشروطیت:
سال 1325ه .ق شورش سالارالدوله:
اقدامات سالارالدوله قبل از شورش 1325 ه. ق
سالارالدوله از نفوذي كه در غرب ايران بر هم زده بود، به فكر پادشاهي وتصاحب تاج وتخت افتاد از آنجا كه فرد مغروري بود خود را لايق پادشاهي ايران مي دانست و ملآخواست از قواي عشايري غرب ايران دررسيدن به اين هدف خود استفاده نمايد . در اين زمان بازار مشروطه خواهي گرم بود. سالارالدوله در نظر داشت تا از اين فرصت به خوبي استفاده نمايد. بنابراين با مشروطه خواه جلوه دادن خود ، «مي خواست به نام هواداري از مشروطه مردم را به سوي خود بكشد .» او آنچنان در اين راه ظاهر سازي كرد كه اشخاصي مانند ملك المتكلمين نيز گفته هاي او را قبول كرده ، ودر فكر به قدرت رساندن او بر آمد . طغيان سالارالدوله در اين زمان با اهدف مشروطه خواهان كه در انديشه همكاري با مخالفين محمد علي شاه و تحريك وتشويق آنها بود تناسب لازم را داشت . البته مشروطه خواهان مي خواستند تا از سالارالدوله به عنوان اهرم فشاري در جهت كنترل محمد علي شاه استفاده كنند .سابقه آشنايي ملك المتكلمين با سالارالدوله به ايام انتصاب سالارالدوله به زمامداري غرب ايران بر ملآگردد . ملك زاده دراين باره مي نويسد: در موقعي كه سالارالدوله نامزد ايالت غرب شد چون جوان بود و طبعي تند داشت، مظفرالدين شاه نصيرالملك شيرازي را كه از رجال مهم فارس بود وزماني هم توليت آستانه قدس رضوي را عهده دار بود ،به سمت وپيشكاري سالارالدوله معين كرده بود . نصيرالملك قبل از حركتش به كردستان ملك المتكلمين را با سالار الدوله آشنا كرده بود و بين آنها دوستي والفتي بوجود اورده بود و سالارالدوله با وجود غرور و تكبري كه داشت از همان ملاقات اول شيفته فصاحت بيان وتحت تأثير فكر توانا وقوه جاذبه ملك المتكلمين قرار گرفت ، به طوري كه صديق اكرم كه سمت پيشكاري شخص سالارالدوله راداشت مكرر مي گفت كه سالارالدوله با آن طبع سركش و مغرور چون مومي در دست ملك المتكلمين بود
ملك زاده درباره ملاقاتهاي آنها با يكديگر در ادامه مي نويسد
:پس از رفتن سالارالدوله به حكمراني غرب باب مكاتبه ميان آنها مفتوح مي گردد و وي مكرر اشتياق خود را براي ملاقات ملك المتكلمين اعلام مي دارد . ملك المتكلمين هم براي منظوري كه در پيش بود به اتفاق يمن السلطنه كه از نزديكان مورد اعتماد سالارالدوله بود به كردستان مي روند و پس از ورود به كردستان در اندك زماني طوق منويات آزادي خواهان را بر گردن آن شاهزاده جاه طلب وسركش استوار مي كند وكليه مرداني كه در دستگاه عريض وطويل ايالت غرب بودند و هر يك رياست يكي از ادارات مهم آن سامان را داشتند،وارد در جرگه آزادي خواهان مي نمايد .» گروهي از قبيل ناظم الاسلام كرماني بر اين حركت ملك المتكلمين خرده گرفته و اين حركت او را از دلايل مستبد بودن او مي دانند . مشروطه خواهان هنوز مقدمات سلطنت سالارالدوله را فراهم نكرده بودند كه ناداني و سادگي او بر همه ثابت شد . زيرا او قبل ازهر اقدامي از طرف مشروطه خواهان،« جمعي از ايلات و عشاير را گرد خود جمع كرده و در ظاهر به طرفداري مشروطيت و در حقيقت براي رسيدن به تاج و تخت سلطنت قيام كرد واعلاميه هايي بر موافقت با مشروطيت انتشار مي داد وبا رهبران مشروطه خواه كرمانشاهان و سر سلسله آنها حاجي محمد مهدي مكاتبه مي كرد وآنها را به دستياري با خود مي طلبيد و محمد علي شاه را سخت پريشان ونگران كرده بود
اين حركت او باعث شد كه مجلسيان « اين پيش آمد را از دور بسيار بزرگ ببينند» وعليه سالارالدوله قاجار با محمد علي شاه متحد گردند. حتي « به سالارالدوله تلگرافي نموده او را نكوهش نمودند .» قبل از اين اقدام ، سالارالدوله كار را تمام شده ملآدانست به گونه اي كه در ارتباط با پادشاهي خويش با اشخاص مورد اعتماد خود باب سخن گشوده و به قول صديق اكرم ، پيش كار مخصوص او «شاهزاده سالارالدوله كه بعداز مراجعت ملك المتكلمين به تهران خود را شاه آينده ايران مي پنداشت و محرمانه يك دست لباس سلطنتي تهيه كرده بود و بعضي از شبها در خلوت همان لباس را بر تن مي كرد وجقه بر سر مي گذاشت . ما را كه از محارمش بوديم احضار مي كرد و در اطراف سلطنت آتيه خودش و حكومت مشروطه و وضع قوانين و اصلاحات اساسي صحبت مي كرد
برگرفته از کتاب ایل کلهر در دوره مشروطیت تالیف علیرضا گودرزی
بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيضآميز
16 تیر 1386بیعدالتی به توان سه؟: مصاحبه با خدیجه مقدم و سهیلا جلودارزاده در مورد کمپین یک میلیون امضاء
ادامه مطلب


