تبليغاتX
تاریخ،عرفان،مذهب،زن

تاریخ،عرفان،مذهب،زن

حکیم نظامی گنجوی

الیاس بن یوسف نظامی گنجه‌ای (حدود ۵۳۷ تا ۶۰۸ ه‍.ق) شاعر داستان‌سرا و رمزگوی سده ششم ایران، بزرگترین داستان سرای منظومه های حماسی عاشقانه به زبان پارسی است که سبک داستان محاوره ای را وارد ادبیات داستانی منظوم پارسی کرد

نظامي مانند اغلب اساتيد باستان از تمام علوم عقلي و نقلي بهره مند و در علوم ادبي و عربي کامل عيار و در وادي عرفان و سير و سلوک راهنماي بزرگ و در عقايد و اخلاق ستوده پايبند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حکمت از طبيعي و الهي و رياضي دست داشته و گويند که اگر وارد مرحله شاعري نبود و به تدريس و تاليف علوم حکميه مي پرداخت در رديف بزرگان حکمت و فلسفه به شمار مي آمد

نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست وی در بزم سرایی، بزرگترین شاعر ادبیات پارسی است. از استاد بزرگ گنجه شش گنجینه در پنج بحر مثنوی جهان را یادگار است که این شش دفتر عبارتند از: مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، شرفنامه و اقبالنامه.

اما بحث ما در مورد   بهترین آنها یعنی منظومه ی  خسرو و شیرین است. این منظومه ی معروف را خیلی وقت پیش خوانده بودم اما خواندن کتاب سیمای دو زن با مقدمه ی بسیار زیبای آقای سعیدی سیرجانی با آن قلم توانا و بیان بسیار دلنشین خالی از لطف نبود.

در باره ی این کتاب به نقل از خود آقای سعیدی سیرجانی می پردازم که می نویسند:نظامی بعد از سرودن مخزن الاسرار که مجموعه ای حکمی و عرفانی است به نظم داستان عاشقانه و به تعبیر خودش هوسنامه ی خسرو و شیرین پرداخته است، و توجیهش برای این تغییر ذائقه و پرداختن از معارف الهی به معاشقات بشری و زمینی، این که در جهان امروز و میان ابنای بشر کسی نیست که او را هوس مطالعه ی هوسنامه نباشد.

شیخ گنجوی چون چون زمینه ی داستان را مناسب هنر نمایی می بیند با نهیب(فرس بیرون فکن میدان فراخ است) همه ی استعداد های خداداده را در صحنه آرائی های داستان به نحوی ظاهر می کند که در این هشتصد ساله کسی از حریفان و مدعیان با همه ی تلاشها نتوانسته اند به گردش برسند.

امادر سرودن لیلی و مجنون بیش از میل دل شاعر اطاعت فرمان شاهانه منظور است. شاعر با اکراه تن بدین کار می دهد اما به برکت طبع توانا موفق می شود داستانی ملال انگیز را بر غمنامه های ادب فارسی بنشاند.

هر دو داستان شرح دلدادگی است و جفای فلکی که با دلدادگان دایم به کین است.

که در این میان مقایسه ی دو منظومه و شخصیت های آنها توسط  آقای سعیدی سیرجانی آدمی را وا می دارد که بارها و بارها کتاب را در دست بگیرد و چه خوب گفته است که: خواننده بی اختیار مجذوب ظرافت هنر نمایی نظامی می شود و تسلطش در رعایت فنون داستانسرایی.در فضای داستانی خسرو و شیرین زن نه تنها احساس حقارت نمی کند که خودش را یک سرو گردن از مردان بالاتر میبیند و شاه مغرور و محتشمی چون پرویز را از لب آب تشنه بر می گرداند..

اصلا فضای داستان خسرو شیرین لبریز از اتکای به نفس است و غروری برخاسته از خودشناسی ها.و این خصوصیت در رفتار یکایک قهرمانان داستان جلوه ها دارد، از مناظره ی هیبت انگیز فرهاد و خسرو و نهیب مردانه اش که:بگفت آن خورد گر خود بود سنگ،گرفته تا مناجات شکوهمند شیرین با آن لحن اعتراض آمیزش به در خطاب به شب دیرپای فراق که:مرا یا زود کش یا زود شو روز،و از آن بالاتر اعتماد مطلق به دست برنده ی زیبایش :

اگر خسرو نه کیخسرو بود شاه   نباید کردنش سرپنجه با ماه

فرستم زلف را تا یک فن آرد      شکیبش را رسن در گردن آرد

گرم باید چو می در جامت آرم    به زلف چون رسن بر بامت آرم

چه اعتماد و غرور و شکوهی در این تهدید نازنینانه می بارد و چه تفاوت فاحشی دارد این لحن با ناله ی ضعیفانه ی مجنون که:

گر با دگری شدی هم آغوش    ما را به زبان مکن فراموش

نوشتن این پست برایم بسی دشوار بود آن هم در چنین شرایطی اما چه باید کرد و چه میتوان گفت جزاینکه نوشتن بهانه است... 

منابع

سیمای دو زن، سعیدی سیرجانی

طرح و رمز انقلاب روحانی درهفت پیکر، بهروز ثروتیان

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

 

با یک دستینه(امضا)جان یک بی گناه را نجات دهید(ساناز)

 

پدرم کوروش هان ای جماعت...
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 18:5  توسط سارا  |