بیانیه ی یک ملیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز جلوی دستم است ولی هر چه آنرا میخوانم نوشته ای در آن نمی یابم که بتوان آن را به اقدام علیه امنیت ملی تعبیر کرد.
یاد حرف خانم شیرین عبادی میفتم که در یکی از مصاحبه هایشان گفته بودند:
آیا اگر زنی نخواهد شوهرش سرش هوو بیاورد ،یعنی اقدام علیه امنیت ملی کرده است؟
چه طنز تلخ و گزنده ای!!! یعنی یک زن با یک ورق کاغذ و یک خودکار تا این حد میتواند خطرناک باشد؟!!!
با خود میاندیشم، که چرا باید برای ساده ترین حقوق انسانی خود نیز این همه در تنگنا بود؟
به هزاره های دور میاندیشم،به مردان بلند همتی که ستون های برابری و آزادی را بنا نهادند.به کوروش بزرگ میاندیشم که نهال حقوق بشر را کاشت تا درخت پر ثمری گردد و تمامی این کره خاکی را در زیر چترش بگیرد.
به زنانی میاندیشم که زمانی تاج شاهی و افتخار و شکوه این سرزمین بودند تا اینکه زمانی دور در تاریک ترین صفحات تاریخ به بردگی برده شدند و به تعبیر شاعر پر آوازه ی زمان مشروطه میرزاده عشقی در کفنی سیاه به عزای خود نشسته اند. کفنی که پس از گذشت هزار واندی سال هنوز هم در بر گیرنده ی تمامی یک زن است.
مر مرا هیچ گنه نیست بجز آنکه زنم
زین گناه است که تا زنده ام اندر کفنم
من سیه پوشم و تا این سیه از تن نکنم
تو سیه بختی و بدبخت چو بخت تو منم
.......
بکنم گر ز تن این جامه گناهست مرا!
نکنم، عمر در این جامه، تباهست مرا!
چکنم؟ بخت از این رخت، سیاهست مرا!
حاصل عمر از این زندگی آه است مرا!
مرگ هر شام و سحر چشم براه است مرا!
........
فقط از مردنم آیینن مماتم باقیست
یعنی آن فاتحه خوانی و وفاتم باقیست
اینکه بینی که باز این رخ ماتم باقیست
یادگاری است کز ایام حیاتم باقیست
گریه و ناله و آه از حرکاتم باقیست
........
تا در این تیره کفن در شده ام
زنده نی، مرده ی ماتم زده ام
حال این وضعیت من و تمامی زنان این سرزمین به تاراج رفته است. ما همان توده ی سیاه در بقعه تاریک و اسرار آمیز میرزاده عشقی هستیم. ما دختران کسری و از نسل پاک ایرانیم. پس برای زن ایرانی، برای نام مقدس مادران ایرانی بیایید با هم و در کنار هم بایستیم و نگذاریم زن ایرانی، کفن سیاه بر تن در انتظار مرگ خود شب را به صبح برساند.
جاوید ایران، جاوید زن شرافتمند ایرانی، جاوید مرد پارسای ایرانی.


