تبليغاتX
تاریخ،عرفان،مذهب،زن

تاریخ،عرفان،مذهب،زن

امیر یعقوب علی مدافع حقوق زنان روز چهارشنبه ۲۰ تیرماه هنگام جمع آوری امضا برای اندیشه ای که به دان ایمان داشت دستگیر و به زندان اوین منتقل شد و تا به کنون هیچ گونه تماسی با خانواده ی خود نداشته است.

در زیر متن کامل بيانيه جمعي از مردان برابري خواه جنسيتي درباره بازداشت امير يعقوبعل آمده است (بر گرفته از سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز):

به دنبال تشديد برخوردهاي غيرقانوني با کنشگران جنبش هاي اجتماعي، امير يعقوبعلي از فعالان کمپين يک ميليون امضاء، روز چهارشنبه (20 تيرماه 1386) حين جمع آوري امضاء براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان، در پارک انديشه تهران بازداشت شد. پس از چهار روز پيگيري خانواده و وکلاء درباره وضعيت ايشان، سرانجام در کمال ناباوري به دستور قاضي سبحاني، امير يعقوبعلي به بند 209 زندان اوين منتقل شد. صدور حکم بازداشت و انتقال ايشان به بند ويژه وزارت اطلاعات در حالي است که در موارد مشابه پيشين، بازداشت شدگان عموماً به قيد کفالت يا وثيقه آزاد مي شدند. چنين به نظر مي رسد که اينگونه برخودهاي امنيتي، که در حال تبديل شدن به رويه اي قضايي است، نتيجه اي جز متشنج ساختن فضاي عمومي جامعه ندارد.

جمع آوري امضاء از طريق تعامل «چهره به چهره» با مردم، يکي از مسالمت آميز ترين روش هاي تغيير اجتماعي است؛ با اين وجود جريانات تندرويي هستند که حتي تاب تحمل کوچکترين اعتراضي را ندارند. آنها به هر طريقِ غير انساني تلاش مي کنند که کنش هاي اجتماعي، مسالمت آميز و قانوني فعالان کمپين يک ميليون امضاء و همچنين ساير کنشگران جنبش هاي اجتماعي را توطئه آميز و براندازانه جلوه داده تا از اين طريق بهانه اي براي برخوردهاي غيرقانوني و خشونت آميز خود داشته باشند.

ريشه هاي پنهان اين برخوردها، نشات گرفته از مناسبات و فرهنگ مردسالارانه اي است که کنشگران کمپين يک ميليون امضاء، همراه مرداني که در اين راه گام نهاده اند، تغيير آنها را نشانه رفته اند. در واقع، واکنش هاي خشونت آميز و برخوردهاي غيرقانوني اخير نتيجه هراس «دولت – مردان» از چنين جنبشي است. جنبشي که اينبار نه تنها زنان، که مرداني آگاه به حقوق انساني را نيز جذب خود ساخته است. اما، فهم اين برابري خواهي جنسيتي براي بيشتر «دولت – مردان» سخت دشوار است. آنها چنان به منافع نظام مردسالار موجود وابسته هستند که مشاهده مرداني که قصد تغيير اين مناسبات را دارند، برايشان نامفهوم است. آيا اينکه دفاع از حقوق زنان را محدود به خود زنان کنيم ناديده انگاشتن انسانيت نيست؟ آيا براي احقاق حقوق سياهان تنها سياهان مجاز به فعاليت اند؟ آيا بر اساس اين استدلال، انساني است که نسبت به ظلمي که بر ديگر مردم جهان (بطور مثال ملت فلسطين) مي رود، بي تفاوت باشيم؟

بايد اذعان داشت، چنين برخوردهايي با جنبش هاي اجتماعي، نه تنها مانع از پيشروي و گسترش آنها نمي شود؛ بلکه کاملاً برعکس، کنشگران اين جنبش ها را به حقانيت مسيري که مي پيمايند بيشتر معتقد مي سازد. مناسبات کهن جنسيتي که هزاران سال قدمت دارند، نتوانسته اند جنبش برابري طلبي زنان ايران را متوقف سازند، مسلماً «دولت – مرداني» که در آسمان طوفان زاي سياست براي مدتي کوتاه بر اريکه باد تکيه زده اند نيز، مانعي بر اين جنبش نخواهند بود. جنبش برابري طلبي جنسيتي نيز در اين مسيرِ دشوار، درس هاي تازه اي مي آموزد و استوار تر از پيش به راه خود ادامه مي دهد.

از اين روست که امروز، امير يعقوبعلي افتخار مردان و زناني است که برابري جنسيتي را به عنوان هدف کنش هاي اجتماعي خود قرار داده اند. بازداشت ايشان جديت مسيري را نشان مي دهد که زنان و مردان برابري طلب در چارچوب برنامه کمپين در پي آن هستند. طنز بزرگي است اسارت انساني آزاده چون امير در زندان؛ آن هم توسط زندان باناني که خود بزرگترين اسيران عقايد مردسالارانه خويش اند.

لوگوی حمایتی از امیر یعقوبعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:12  توسط سارا  | 

با درود و پوزش در به بروز رسانی وبلاگ.سال پیش در نگاهی کوتاه به شناخت و موقعیت ایل کلهر پرداختم حال ادامه ی مطلب:

 ایل کلهر در دوره مشروطیت:

سال 1325ه .ق شورش سالارالدوله:

اقدامات سالارالدوله قبل از شورش 1325 ه. ق

سالارالدوله از نفوذي كه در غرب ايران بر هم زده بود، به فكر پادشاهي وتصاحب تاج وتخت افتاد از آنجا كه فرد مغروري بود خود را لايق پادشاهي ايران مي دانست و ملآخواست از قواي عشايري غرب ايران دررسيدن به اين هدف خود استفاده نمايد . در اين زمان بازار مشروطه خواهي گرم بود. سالارالدوله در نظر داشت تا از اين فرصت به خوبي استفاده نمايد. بنابراين با مشروطه خواه جلوه دادن خود ، «مي خواست به نام هواداري از مشروطه مردم را به سوي خود بكشد او آنچنان در اين راه ظاهر سازي كرد كه اشخاصي مانند ملك المتكلمين نيز گفته هاي او را قبول كرده ، ودر فكر به قدرت رساندن او بر آمد . طغيان سالارالدوله در اين زمان با اهدف مشروطه خواهان كه در انديشه همكاري با مخالفين محمد علي شاه و تحريك وتشويق آنها بود تناسب لازم را داشت . البته مشروطه خواهان مي خواستند تا از سالارالدوله به عنوان اهرم فشاري در جهت كنترل محمد علي شاه استفاده كنند .سابقه آشنايي ملك المتكلمين با سالارالدوله به ايام انتصاب سالارالدوله به زمامداري غرب ايران بر ملآگردد . ملك زاده دراين باره مي نويسد: در موقعي كه سالارالدوله نامزد ايالت غرب شد چون جوان بود و طبعي تند داشت، مظفرالدين شاه نصيرالملك شيرازي را كه از رجال مهم فارس بود وزماني هم توليت آستانه قدس رضوي را عهده دار بود ،به سمت وپيشكاري سالارالدوله معين كرده بود . نصيرالملك قبل از حركتش به كردستان ملك المتكلمين را با سالار الدوله آشنا كرده بود و بين آنها دوستي والفتي بوجود اورده بود و سالارالدوله با وجود غرور و تكبري كه داشت از همان ملاقات اول شيفته فصاحت بيان وتحت تأثير فكر توانا وقوه جاذبه ملك المتكلمين قرار گرفت ، به طوري كه صديق اكرم كه سمت پيشكاري شخص سالارالدوله راداشت مكرر مي گفت كه سالارالدوله با آن طبع سركش و مغرور چون مومي در دست ملك المتكلمين بود

 ملك زاده درباره ملاقاتهاي آنها با يكديگر در ادامه مي نويسد

:پس از رفتن سالارالدوله به حكمراني غرب باب مكاتبه ميان آنها مفتوح مي گردد و وي مكرر اشتياق خود را براي ملاقات ملك المتكلمين اعلام مي دارد . ملك المتكلمين هم براي منظوري كه در پيش بود به اتفاق يمن السلطنه كه از نزديكان مورد اعتماد سالارالدوله بود به كردستان مي روند و پس از ورود به كردستان در اندك زماني طوق منويات آزادي خواهان را بر گردن آن شاهزاده جاه طلب وسركش استوار مي كند وكليه مرداني كه در دستگاه عريض وطويل ايالت غرب بودند و هر يك رياست يكي از ادارات مهم آن سامان را داشتند،وارد در جرگه آزادي خواهان مي نمايد گروهي از قبيل ناظم الاسلام كرماني بر اين حركت ملك المتكلمين خرده گرفته و اين حركت او را از دلايل مستبد بودن او مي دانند . مشروطه خواهان هنوز مقدمات سلطنت سالارالدوله را فراهم نكرده بودند كه ناداني و سادگي او بر همه ثابت شد . زيرا او قبل ازهر اقدامي از طرف مشروطه خواهان،« جمعي از ايلات و عشاير را گرد خود جمع كرده و در ظاهر به طرفداري مشروطيت و در حقيقت براي رسيدن به تاج و تخت سلطنت قيام كرد واعلاميه هايي بر موافقت با مشروطيت انتشار مي داد وبا رهبران مشروطه خواه كرمانشاهان و سر سلسله آنها حاجي محمد مهدي مكاتبه مي كرد وآنها را به دستياري با خود مي طلبيد و محمد علي شاه را سخت پريشان ونگران كرده بود

اين حركت او باعث شد كه مجلسيان « اين پيش آمد را از دور بسيار بزرگ ببينند» وعليه سالارالدوله قاجار با محمد علي شاه متحد گردند. حتي « به سالارالدوله تلگرافي نموده او را نكوهش نمودند قبل از اين اقدام ، سالارالدوله كار را تمام شده ملآدانست به گونه اي كه در ارتباط با پادشاهي خويش با اشخاص مورد اعتماد خود باب سخن گشوده و به قول صديق اكرم ، پيش كار مخصوص او «شاهزاده سالارالدوله كه بعداز مراجعت ملك المتكلمين به تهران خود را شاه آينده ايران مي پنداشت و محرمانه يك دست لباس سلطنتي تهيه كرده بود و بعضي از شبها در خلوت همان لباس را بر تن مي كرد وجقه بر سر مي گذاشت . ما را كه از محارمش بوديم احضار مي كرد و در اطراف سلطنت آتيه خودش و حكومت مشروطه و وضع قوانين و اصلاحات اساسي صحبت مي كرد

برگرفته از کتاب ایل کلهر در دوره مشروطیت تالیف علیرضا گودرزی

 

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

(ما امضاءكنندگان اين بيانه خواستار رفع تبعيض از زنان در كليه‎ قوانين بوده و از قانونگذاران مي‎خواهيم كه نسبت به بازنگري و اصلاح قوانين بر اساس تعهدات بين‎المللي دولت اقدام نمايند.)

بيانيه راامضا کنيد

دست از سنگسار بردارید

16 تیر 1386بیعدالتی به توان سه؟: مصاحبه با خدیجه مقدم و سهیلا جلودارزاده در مورد کمپین یک میلیون امضاء


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:12  توسط سارا  |