تبليغاتX
تاریخ،عرفان،مذهب،زن

تاریخ،عرفان،مذهب،زن

فلسفه ی زرتشت(اندیشه ای انسان ساز)

کم و بیش همه با نام معلم اخلاق و انسان ساز، پیامبر پاک و پاک نهاد، زرتشت مقدس آشنایی داریم .حال در پی آن نیستم تا از دین پاکش و یا حقیقت فلسفه اش که سهم بسزایی در سمت دادن افکار مردم سراسر جهان به سوی حقیقت جویی و خرد گرایی دارد حرفی به میان آورم که نیک می دانم تکرار است بر آنچه گفته شده.

در پی آن نیستم که مبلغ دینی باشم. بلکه تنها می خواهم بدانم که از آن همه تعلیم که در پی قرون حفظ شده و سینه به سینه به ما رسیده چه مانده است؟کجاست آرمان شهری که از آن دم میزنیم؟کو سرزمین مهر و مهرپروری؟آرمان شهر ما چیزی جز خرابه ای نست که جغدان بر دیوارهای آن مرثیه ی زجر مادران این سرزمین را به آواز سر می دهند، سنگ هایی که بر پیکرزنی میخورند که زمانی بر سر پادشاهان این سرزمین جا داشت . زنی که مقدسش میشماردند و نطفه ی کسی را در بتن وجودش می پروراند که پیام آور صلح بود برای جهانیان .حال از آن زن چیزی نمانده جز پیکری پیچیده در کفن . مردم ما مرده اند و مردهای ما به جای گل مرگ را هدیه می کنند.ببینید و بخوانید ایران شهر،آرمان شهرمان را:

در ارديبهشت ماه ۱۳۸۵ يک زن و يک مرد به نام های محبوبه . م و عباس . ح در مشهد سنگسار شده اند.


پيش از سنگسار با اين محکومان همچون مردگان رفتار شد؛ بدنهايشان در مرده شويخانه بر اساس موازين اسلامی غسل داده شد و سپس در کفن پيچانده شدند. محبوبه تا شانه، و عباس تا کمر، در خاک دفن شدند. اين دو سپس از سوی جمعيتی که برای کشتن تدريجی آنان داوطلب شده بودند، هدف پرتاب سنگ قرار گرفتند در حالی که حتی خبر سنگسار آنان در رسانه های داخلی با عنوان اعدام منتشر شد.

Stop Stoning Forever


در حال حاضر، جدا از اين دو مورد که حکم آنها به اجرا درآمد، دستکم ۱۱ نفر ديگر، از جمله نه زن به اسامی زير در فهرست محکومان سنگسار قرار دارند که وضعيت آنها بسيار نگران کننده است. همچنين ممکن است موارد ديگری از محکومان به حکم سنگسار در ديگر زندانهای کشور باشد که ما از آنها بی خبريم:


۱.پريسا الف. ( زندان عادل آباد، شيراز)
۲.کبری، ن. (زندان تبريز، تبريز)
۳.خيريه، و. (زندان سپيدار، اهواز)
۴.ايران، الف. (زندان سپيدار، اهواز)
۵.ملک (شمامه) قربانی ( زندان اروميه، اروميه)
۶.حاجيه اسماعيل وند ( زندان جلفا، جلفا)
۷.صغری مولايی (زندان ورامين، ورامين)
۸. اشرف کلهری (زندان اوين، تهران)
۹. فاطمه، ؟، (يکی از زندانهای استان تهران)
۱۰. زهرا رضايی (زندان رجايی شهر، کرج)
و دو مرد:
۱.عبدالله فريور (زندان ساری، ساری)
۲.نجف الف. (زندان عادل آباد، شيراز)

 کمپین لغو همیشگی سنگسار

برای نجات جان ۱۰ زن و دو مرد و لغو قانون سنگسار، اينجا را کليک کنيد.

و من به خود می بالم که زنم و میتوانم سهمی عظیم در راه آزادی و برابری داشته باشم پس تنم را به آب رودخانه ی مقدس می سپارم تا بلکه آبستن کوروش بزرگی دیگر شوم

http://save-kobra.blogspot.com/ کمپین نجات جان کبری رحمانپور

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 11:59  توسط سارا  | 

به نام خدا

این بار مقصر کیست؟ لطفا دست نگه دارید.

گیل یعنی قهرمان و گیلان یعنی سرزمین قهرمانان .

با خبر شدیم روز سه شنبه مورخ 13/9/1385 در منطقه ی ناودار گیلانغرب گلنگ کارخانه ی زغال خردکنی و کک سازی زده شده، منطقه ای بکر،دست نخورده با وجود تپه ماهورها ی فراوان پوشیده از جنگل های زیبا، به  طوری که هر انسانی به دیدن آن به راحتی به یکی از صفات خداوند که همانا زیباست و زیبا می آفریند پی می برد و یا به عبارتی عظمت پروردگار را بایستی در خلقت زیبای ناودار جست.(ناودار در لغت نامه ی ادبیات کردی یعنی محلی دارای درخت های فراوان).

که اکنون از بهترین پارک های طبیعی ایران ودارای پرندگان و حیوانات وحشی گوناگون و یکی از شکارگاه ها و تفریح گاه های بی نظیر استان کرمانشاه به حساب می آید.شهروندان گیلانغرب در ایام تطعیلی خصوصا ایام نوروز با بر پایی چادر به این منطقه پناه می اورند و دغدغه های زندگی را تخلیه و آرامش را در این مکام زیبا از خداوند منان میطلبند.

ایجاد کارخانه ی زغال خرد کنی یا کک سازی ولو آنکه نیروگاه هسته ای هم باشد،مساحت 52 هکتار از جنگلهای این منطقه را تخریب و نابود میکند و با نابودی یک سیران گاه عظیم یکی از آیات خدا را که همانا زیبایی منطقه است نابود میکند.

بوی بد ناشی از گازهای قیر طبیعی(بیتومین) به لحاظ زیست محیطی شهروندان گیلانغرب را تهدید میکند و دلیل اصلی آن عدم اسکان اهالی شهرستان گیلانغرب در منطقه ی شک میدان محل استخراج معادن قیر میباشد.اکنون سوال این است:چرا منطقه ی شک میدان که محل معادن قیر است برای احداث این پروزه انتخاب نشده است؟

و سوال دیگر آنکه چرا دامنه ی کوه سرکش از گیلانغرب تا قصر شیرین برای این پروژه انتخاب نشده است؟

انتخاب این محل و تغییر کاربری آن توسط سازمانهای محیط زیست،ایران گردی  و جهانگردی و اداره ی منابع طبیعی استان کرمانشاه نشان از مدیریت مدیران بی تخصص و بی تعهد میباشد که با پذیرش این عمل کارنامه ی ننگینی تا ابد برای خود ثبت نموده اند و انانی که فکر کرده اند منطقه ی ناودار را از شهروندان گیلانغرب بگیرند و از روی نقشه ی جغرافیایی حذف نمایند جز هدر دادن سرما یه ی بیت المال چیزی بیش نیست  بایستی تا هر زمانی به این مردم پاسخگو باشند.

اینک چه کسی پلسخگوست؟ و چه کسی تاوان این همه خسارت جبران ناپذیر حال و آینده ی این شهر مظلوم را پرداخت میکند.

با این وجود مردم باسیتی مجلس یادبودی برای نابودی خود یا کوچ از محل اسکان آبا و اجدادیشان برگزار نمایند.

بانیان پروژه خواسته اند بیماری بی کاری را اینچنین کاهش و التیام دهند و با بود بد ناشی از گازهای قیر طبیعی این مردم را شیمی درمانی کنند که عاقبت کار به مثال تجویز داروی مسکن به بیمار آپاندیسی است...

بانیان این پروژه در انتخاب مکان احداث دو هدف داشته اند:

1: مسولین دولتی مایل بوده اند به هر قیمتی که باشد در هر جا این اعتبار جذب شود که بیکاری را در منطقه کاهش دهد.عواقب کار هر چه شود انشالله به سلامت .اما ریه و قلب شهروندان از کار بیفتد که فقط اشتغال ایجاد شود،تفریگاه هم نابود شد مانعی ندارد،اگر مدیریت در کشور ما مدیریت پروفشنالی بود هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد.

2: سرمایه داران پروژه به منظور دسترسی آسان و کم هزینه به جاده ی اسفالت و هزینه ی کم آب و برق حاضر به تخریب بهترین تفریح گاه استان هستند،بیخبر آنکه در صورتی که اگر منطقه ی شک میدان را انتخاب نمایند فاصله ی حمل محصول تا کارخانه تا 99% کاهش می یابد و هزینه ها جبران میشود و به لحاظ زیست محیطی خساراتی به بار نمی آورد.

 

اینجانب ضمن ابراز همدردی با مردم گیلانغرب مراتب ناخرسندی خود و همشهریان را به اطلاع مسولین عرض نموده و خالصانه و عاجزانه از مسولین عزیز ریاست محترم جمهور،استاندار محترم،ریاست محترم سازمانهای محیط زیست-ایران گردی جهان گردی و ریاست محترم منابع طبیعی استان کرمانشاه تقاضا مندم دستور بر مطالعات کارشناسی و تجدید نظر در خصوص جا به جاییی آن صادر فرمایند که مزید بر تشکر است.

با احترام :منصور فلاحی

http://save-kobra.blogspot.com/ کمپین نجات جان کبری رحمانپور

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 15:49  توسط سارا  | 

حتما در مورد کمپین هایی چون کمپین لغو حکم سنگسار.کمپین نجات جان کبری رحمانپور و ....شنیده و یا خوانده اید در زیر متن نامه ی کبری رحمانپور آمده است که به حکم اعدام محکوم شده است و نیازمند حمایت همه ی کسانی است که از آزادی و حقوق بشر دفاع میکنند .

نجاتم دهيد!
من از مرگ و طناب دار وحشت دارم


من يک انسان از تبار شما هستم. نميخواهم بميرم. اما الان جسم بي روحي هستم که ترس طناب دار، خنده وشادي را از يادم برده است. خيليها به من ميگويند که تو اينهمه معروف هستيد، هنوز در زندان هستي؟ از زندان سختتر به همه آنها بگوييد من دوباره در يک قدمي مرگ ايستاده ام. من مثل همه شما از مردن ميترسم. کمکم کنيد تا اين آخرين نامه من نباشد.
همنوعان، انسان دوستان!
پدر و مادر عزيزم و برادر معلولم که خيلي نگران من هستند، هميشه دلشان به حمايتهاي شما گرم بوده است. من خيلي وقتها با خودم فکر ميکنم، کاش زندگيم طور ديگري پيش ميرفت. کاش ميتوانستم، درسهاي پيش دانشگاهي را تمام کنم. کاش مجبور نميشدم کار کنم و به مستخدمي خانواده شوهرم در بيايم. کاش به حد جنون نرسيده بودم. ولي من خيلي عذاب کشيدم و خيلي اذيت شدم. من واقعا قرباني هستم. و الان همين قرباني را ميبرند تا با طناب دار اعدام کنند. اين سرنوشت لايق من نبوده و نيست.

من در اين روزهاي وحشت و ترس، دوباره دست ياري به سوي شما دراز ميکنم. از همه مطبوعات و رسانه ها و همه مردمي که از من حمايت کرده و گفته اند کبرا نبايد اعدام شود تشکر ميکنم. اينبار شايد براي آخرين بارميخواهم، آخرين اقدامات لازم را بکنيد تا واقعا اعدام نشوم و شايد آزاد شوم. من آزادي را دوست دارم. در روياهايم به آزاد شدن و زندگي خوب بعد از آن فکر ميکنم.
من به اندازه کافي رنج کشيده ام، کمک کنيد تا کابوس وحشتناکي که خيلي وقتها در خواب ديده و از ترس جيغ زده و از خواب پريده ام، عملي نشود. کمک کنيد از مرگ نجات يابم. هر چه ميتوانيد بکنيد، وقت تنگ است و روزها از پي هم سپري ميشود و هر تيک تيک ساعت، براي من صداي نزديک شدن طناب دار است. لطفا کمکم کنيد! من از مرگ و طناب دار وحشت دارم. من از طناب دار و جرثقيل نفرت دارم. من ميخواهم زنده بمانم. تمام راههاي ديگر به روي من بسته است. کسي به داد من نميرسد. تنها اميدم به مردم و همنوعانم است. دلم ميخواهم پدر و مادرم را بغل کنم.
در پايان از زحمات خانواده ام و همه کساني که براي نجات من تلاش ميکنند متشکرم.

کبرا رحمانپور از زندان اوين
http://save-kobra.blogspot.com/ کمپین نجات جان کبری رحمانپور

 www.tamoozgah.com (فیلتر شکن)

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 23:54  توسط سارا  |